نامه صد و سی و ششم
سلام عزیز مامان حال مامانت دگرگونه ... یه حسی داره که نمیدونه چیه نه میدونم میخوامت و نه اینکه نمیخوامت سردرگمم ..... استرس نداشتنت که آزارم میداد حالا استرس از دست دادنت هم بهش اضافه شده عمه ات بعد از نه ماه بارداری که محمدطاها کوچولو رو تو دلش نگه داشت یکشنبه شب فرشته اش رو از دست داد محمد طاها سه ساعت فقط تو این دنیا دووم اورد و نتونست نفس بکشه و از بین ما رفت حالمون خیلی بده ... بعد از دست دادن مامانیت این دومین ضربه بود برامون بابات حالش خیلی بده و وقتی نگاه به عمه ات میکنه اشک تو چشاش جمع میشه این چند روزه فکرای عجیب غریب به سرم میزنه ترسهای عجیب دارم ... یه حال خراب که هم دلم...
نویسنده :
الی
8:45


